|
چشمانم خيره شده!
ميشود ازحسرت ديدار تو بيمار شد ميشود در عين مستي نزد تو هوشيار شد ميشود نام تو را همچون دعايي ذکر کرد ميشود با ياد تو هر نيمه شب بيدار شد
قاصدكم بيا پايين كنار من سرتو بذار رو شونه هام تا بكشم دست رو موهات گريه كنم رو گونه هات دلمو بدم به خنده هات بوسه بدم به اون لبات عشقو بدم به گريه هات بهت بگم با اين نگام تو غربت داغ لبات شدم اسير اون نگات ديونگي حق منه عاشقي دنياي منه بدون هيچ دلواپسي شدم اسير اون صدات تو همنواي من بودي اسيرو حيرونم بودي من بودم عاشق تو عاشق اون نگاه تو تو گلدون ياس دلت مثل قناري ميمونم عشقتو از بر ميكنم مثل گل تو گلدونا عطرمو هديه ميكنم حالا بگو دوسم داري تا آخر عشق با مني؟ پروانه سوخت تا كه بياموزد عاشقي من از نگاه ساكت پروانه سوختم بينايي ام بگير كه جبران شود گناه من در خيال چشم به چشم تو دوختم با سلامي چو تبسم سبزي سبزه گي ها بر تو تقديم ميكنم با نگاهي چو تواضع راز دل بر تو احيا ميكنم با تو در جستجوي آبي عشق گلها شكوفا ميكنم بي تو اما چون گل خشكيده ياس در كنجي ناله ميكنم
عشق کلمه ايست که بار ها شنيده مي شود ولي شناخته نمي شود.
شبي در دفتر قلبم کشيدم رد پايت را .کشيدم طرح زيباي غروب چشمهايت را.کنار هاله چشمت کشيدم عکس يک دريا .کشيدم روي امواجش حضور آشنايت را.وآن شب با دلي لبريز از آواز دلتنگي.زدم فرياد در ساحل دلم دارد هوايت را.تو مي گفتي که با يادت شکستم بغضهايم را. ومن باور نمي کردم هواي گريه هايت را.کنا رطرح پايبندي کنار خلوتي مبهم به خاطر مي سپردم من تمام حرفهايت
عشق را شما چگونه تفسير مي كنيد؟ How Do You Interpret Love? Once a Girl when having a conversation with her lover, asked Darling, Because of your sweet voice that I love you, Now can you talk?
سلام به همه دوستان . ببخشید که این مدت نتونست آپ کنم به هر حال بازم پوزش می خوام ولی از حالا به بعد خدمتتون هستم مخصوصا باید از عشقم مهدی پوزش بخوام
مراکم دوست داشته باش اما همیشه دوست داشته باش این وزن آواز من است اگر مرا بسیار دوست میداری شاید حس تو صادقانه نباشد کمتر دوستم بدار تا عشقت ناگهان به پایان نرسد من به کم هم قانعم و اگر عشق تو اندک ، اما صادقانه باشد من راضی ام دوستی پایدار از هرچیزی بالاتر است مرا کم دوست داشته باش اما همیشه دوست داشته باش این وزن آواز من است بگو تا زمانی که زنده ای ، دوستم داری ! و من تمام عشق خود را به تو پیشکش میکنم
بی خبرم از حال من رفتی و پر غم گشته ام / خود ببین همچون خدا تنهای تنها گشته ام گفته بودی می شوی غمخوار و همدم بر دلم/ خانه ی قلبت شود کاشانه ی عشق دلم یاد داری آن همه شبها که در وقت اذان / دست اندردست هم رفتیم تاهفت آسمان ؟ یاد داری بوسه عشقی به لبهامان نشست؟/عهد عشق و یاری آنجا بر دلای ما نشست یاد داری دست گرمت روی قلبم را فشرد ؟ /از تپش هایش تو فهمیدی چگونه دل سپرد آه پس کو آن همه عشقی کزان دم میزدی ؟/کو نشان دوستت دارم که حرفش میزدی ؟ بی وفا تنها شدم غمخوار من بودی رفیق!/ عشق من بودی چرا خنجر زدی ای نارفیق! یاد داری گفتمت یک لحظه بی تو مرده ام ؟ / هستی و دار و ندارم را به تو بسپرده ام التماست کردم .... دست من را ول نکن / آسمان قلب من را بی فروغ و شب نکن گفته بودی تاهمه عمرت دلت مال من ست/چشمهای مهربانت عاشق چشم من ست آه قلبت را چه شداینگونه تنهایم گذاشت ؟ / همدم شبها واشک وحسرت ودردم گذاشت
در چشمانت خیره شوم و بگویم دوستت دارم. منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم سر رو شونه هایت بگذارم از عشق تو از داشتن تو اشک شوق ریزم. منتظر لحظه ی مقدس که تو را در آغوش بگیرم بوسه ی از سر عشق به تو تقدیم کنم وبا تمام وجود قلبم و عشقم را به تو هدیه کنم آری من تو را دوست دارم و عاشقانه می ستایم
وقتی به چشمات میرسم خیره میشم بی اختیار بهت میگم دوست دارم برام تویی دارو ندار بگی دوست دارم عشقو تو چشمات ببینم دوست دارم یعنی همین دل رو به تو رسوندنه دنیا رو داغون میکنم اگه تو مال من نشی حتی اگه دنیا نخواد دلم فقط تو رو میخواد دوست دارم یعنی همین دل رو به تو رسوندنه اگه قلبتو شکستم دل من ارزونی تو اخه این دل دیوونه نباشی اروم نمیشه دوست دارم یعنی همین دل رو به تو رسوندنه
یه روز میاد که مثل من دیگه تو هم عاشق می شی یه روز میاد که نازنین می فهمی حرفهای منو
در مصرع بعد هم تو را مي بوسم ايراد ندارد !به کسي چه!اصلن شعر خودم است من تو را مي بوسم! بي دغدغه همچنان تو را مي بوسم بي بوسه عزيز!در خودم مي پوسم آنقدر به بوسه ي تو معتادم که يک قافيه در ميان تو را مي بوسم دل مي شود از تو قرص با يک بوسه احوال مرا بپرس با يک بوسه لبهاي تو نسخه ي مرا پيچيدند صبح و شب و ظهر قرص با يک بوسه
از کسي که دوستش داري ساده دست نکش! شايد ديگه هيچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشي و از کسي هم که دوستت داره بي تفاوت عبور نکن ! چون شايد هيچ وقت ،هيچ کس تو رو مثل اون دوست نداشته باشه!!!
در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم
بذار روی ماهت رو دم آخر نگاه کنم سخت با خاطراتمون با دل خون وداع کنم
پسر به دختر گفت: اگه يه روزي به قلب احتياج داشته باشي اولين نفري هستم كه ميام تا قلبمو با تمام وجودم تقديمت كنم.دختر لبخندي زد و گفت ممنونم تا اينكه يك روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نياز فوري به قلب داشت..از پسر خبري نبود..دختر با خودش ميگفت :ميدوني كه من هيچوقت نميذاشتم تو قلبتو به من بدي و به خاطر من خودتو فدا كني..ولي اين بود اون حرفات..حتي براي ديدنم هم نيومدي...شايد من ديگه هيچوقت زنده نباشم.. آرام گريست و ديگر چيزي نفهميد... چشمانش را باز كرد..دكتر بالاي سرش بود.به دكتر گفت چه اتفاقي افتاده؟دكتر گفت نگران نباشيد پيوند قلبتون با موفقيت انجام شده.شما بايد استراحت كنيد..درضمن اين نامه براي شماست..! دختر نامه رو برداشت.اثري از اسم روي پاكت ديده نميشد. بازش كرد و درون آن چنين نوشته شده بود: سلام عزيزم.الان كه اين نامه رو ميخوني من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش كه بهت سر نزدم چون ميدونستم اگه بيام هرگز نميذاري كه قلبمو بهت بدم..پس نيومدم تا بتونم اين كارو انجام بدم..اميدوارم عملت موفقيت آميز باشه.(عاشقتم تا بينهايت) داده بود.. به خودش گفت چرا هيچوقت حرفاشو باور نكردم... نظرشماچیه؟
داي چک چک اشکهايت را از پشت ديوار زمان مي شنوم و مي شنوم که چه دلتنگ در کنج سکوت شب ، براي ستاره ها ساز دلتنگي مي زني و من مي شنوم مي شنوم هياهوي زمانه را که تو را از پريدن و پرکشيدن باز مي دارد آه ، اي شکوه بي پايان اي طنين شور انگير من مي شنوم به آسمان بگو که من مي شکنم ! هر آنچه تو را شکسته و مي شنوم هر آنچه در سکوت تو نهفته....
مهربانم میدانی دستانم گرمی دستانت را می خواهد پس دستانم را به تو میدهم قلبم تپش قلبت را می خواهد پس قلبم را به تو میدهم چشمانم نگاه زیبایت را می خواهد پس نگاهم از آن توست عشقم تمامی لحظات تو را می خواهند وبرای با تو بودن دلتنگی میکنند دل من همانند آسمان ابری از دوری تو ابری است درخشش چشمانم همانند خورشید درخشان انتظار چشمانت را می کشند پس بدان اگر پروانه سوختن شمع را فراموش کند من هرگزفراموشت نخواهم کرد. عاشـــــــقـــــــــانـــــــه دوســــــتت خواهــــــــــم داشـــــــــــت.
بهترینم اکنون که در کنار هم هستیم بیا و لحظه ای به صدای قلبمان گوش کنیم لحظه ای گوش جان بسپاریم
به زیبا ترین ترنــــم زنـدگی..... تردید نکنیم.... آری...... این صدای پای عشق است که می شنویم که با کفش های عاشقی گام بر می دارد پس بیا عاشقانه یکدیگر راتا ابد دوست بداریم.
عزیزم در کنار توهمه ی خوبی ها را می یابم و در نگاه عاشقانه ات تازه می شوم مهربان من باز به تو می گویم که دوستت دارم و نگاهم را به نگاهت می دوزم و به پاکی چشمهایت قسم می خورم که تا ابد با تو می مانم تا بدانی عاشق ترین هستم.
وقتی که تو را در آغوش میگیرم احساسیست بس وصف ناپذیر گرمای وجود تو چشمان معصوم تو لبان خندان تو و دستان گرما بخشت به من آزادی می بخشد شاید در آسمانم شاید تنها یک رویا یا یه خوابه هرگز دوست ندارم از این خواب بیدار شوم تو عشق خدا را در من زنده میکنی تو مرا به آسمان ها می بری تو عاشقم میکنی و من عاشق می شوم عاشق معبودم عاشق خالقم چون آفریننده ما هم مارا در کنار هم در آغوش هم و همیشه با هم دوست دارد پس سزاوار پرستش است خداوندا من و مهدیم تو را عاشقانه دوست داریم خداوندا مارا عاشق کن عاشق خودت که تنها تو لایق عشق پاکی به احترام عشق یه عشق پاک ما رو از هم جدا نکن
با تو قیمتی ترینم ابرک قله نشینم بی تو ای خودی تر از من مثل حلقه بی نگینم ای همه بود و نبودم ای تمام تار و پودم ای تو آرزوی قلبم کاشکی عاشقت نبودم دنیا هزار رنگه برات چه قدر دلم تنگه برات با دل و جون داد می زنم دلم زیر سنگه برات
مهدی عزیزم دوست دارم قسم به عشقمون قسم همش برات دلواپسم قرار نبود اینجوری شه یهو بشی همه کسم راستی چی شد چه جوری شد اینجوری عاشقت شدم شاید میگم تقصیر توست تا کم شه از جرم خودم! چه جوری بگم دوست دارم؟ چه جوری بگم خاطر خاتم؟ چه جوری بگم باور کنی عاشق روی ماهتم ؟ این دل من عاشقت هنوزم نمی دونی عزیزم چی آوردی به روزم عاشقتم هنوزم..............
|
About
منم ان شعله اتش که ازهر شمع برخيزم
Home
|